تمامی مطالب مطابق قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد.درصورت مغایرت از گزارش پست استفاده کنید.

جستجو

داستان عاشقانه


    پسر : ضعیفه ! دلمون برات تنگ شده بود اومدیم زیارتت کنیم !

    دختر : توباز گفتی ضعیفه ؟

    پسر : خب ، منزل بگم چطوره ؟

    دختر : وااااای . . . از دست تو !

    پسر : باشه ؛ باشه ببخشید ویکتوریا خوبه ؟

    دختر : اه . . . اصلاباهات قهرم !

    پسر : باشه بابا ، توعزیز منی ، خوب شد ؟ آشتی ؟

    دختر : آشتی ، راستی گفتی دلت چی شده بود ؟

    پسر : دلم ! آها یه کم می پیچه ! ازدیشب تاحالا !

    دختر : واقعا که !

    پسر : خب چیه ؟ نمیگم مریضم اصلا ، خوبه ؟

    دختر : لوووس !


    بقیه در ادامه مطلب


    این مطلب تا کنون 167 بار بازدید شده است.
    ارسال شده در تاریخ جمعه 18 مرداد 1392 [ گزارش پست ]
    منبع
    برچسب ها : , ,

پربازدیدترین مطالب

آمار امروز دوشنبه 1 آبان 1396

  • تعداد وبلاگ :55487
  • تعداد مطالب :161545
  • بازدید امروز :396751
  • بازدید داخلی :47195
  • کاربران حاضر :86
  • رباتهای جستجوگر:325
  • همه حاضرین :411

تگ های برتر