تمامی مطالب مطابق قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد.درصورت مغایرت از گزارش پست استفاده کنید.

جستجو

داستان زیبای پسرک وخدمتکار

    در روزگارى که بستنى با شکلات به گرانى امروز نبود ، پسر١٠ ساله‌اى وارد قهوه فروشى هتلى شد و پشت میزى نشست . خدمتکار براى سفارش گرفتن سراغش رفت .

    پسر پرسید : بستنى با شکلات چند است؟

    خدمتکار گفت : ٥٠ سنت

    پسر کوچک دستش را در جیبش کرد ، تمام پول خردهایش را در آورد و شمرد . بعد پرسید : بستنى خالى چند است ؟

    خدمتکار با توجه به این که تمام میزها پر شده بود و عده‌اى بیرون قهوه فروشى منتظر خالى شدن میز ایستاده بودند ، با بی‌حوصلگى گفت : ٣٥ سنت

    پسر دوباره سکه‌هایش را شمرد و گفت :

    براى من یک بستنی بیاورید .

    خدمتکار یک بستنى آورد و صورت‌حساب را نیز روى میز گذاشت و رفت . پسر بستنى را تمام کرد ، صورت‌حساب را برداشت و پولش را به صندوق‌دار پرداخت کرد و رفت . هنگامى که خدمتکار براى تمیز کردن میز رفت ، گریه‌اش گرفت . پسر بچه روى میز در کنار بشقاب خالى ، ١٥ سنت براى او انعام گذاشته بود ! از این داستان فوق العاده لذت بردم


    این مطلب تا کنون 57 بار بازدید شده است.
    ارسال شده در تاریخ سه شنبه 1 بهمن 1392 [ گزارش پست ]
    منبع
    برچسب ها : , , , , , , , ,

پربازدیدترین مطالب

آمار امروز دوشنبه 1 آبان 1396

  • تعداد وبلاگ :55487
  • تعداد مطالب :161545
  • بازدید امروز :396743
  • بازدید داخلی :47190
  • کاربران حاضر :86
  • رباتهای جستجوگر:324
  • همه حاضرین :410

تگ های برتر